چند وقت پیش دوستی برام تعریف میکرد:
سر میز شام، دختر ۸ سالهش که حسابی از دست مامانش حرصش گرفته بود، یهو گفت:
«مامان! حرف نزن دیگه!»
و خب… اون لحظه مثل پتک خورد توی سرش.
ولی بعدش… به جای فریاد زدن، نصیحت کردن یا قهر کردن، سکوت کرد.
نه از اون سکوتای سنگین که بعدش انفجار میاد…
یه سکوت از جنس درک، حس کردن، فهمیدن…
نه اینکه از حرف دخترش خوشش اومده باشه، نه!
ولی یادش افتاده بود که چند وقتیه داره تلاش میکنه کوچ باشه تا فقط والد.
قبل اینکه آخر ماجرارو براتون بگم بزارید چندتا نکته بهتون بگم:فکرمیکنید والد در نقش کوچ چطور متفاوت عمل میکنه؟؟ تا آخر این مطلب با من بیا.
چرا کوچینگ برای والدین اینقدر مهمه؟
چون توی دنیای امروز، بچهها بیشتر از «پند و اندرز»، به شنیدهشدن و فهمیده شدن نیاز دارن.
نیاز دارن حس کنن تو میخوای بفهمیشون، نه قضاوتشون کنی.
دوست دارن حس کنن که قابل پذیرش و قابل احترام هستن، حتی اگر باهاشون مخالفیم.
کوچ بودن برای فرزندت یعنی چی؟
- بیشتر گوش بدی، کمتر موعظه کنی.
(مهارت گوش دادن فعال یکی از ستونهای اصلی کوچینگ هست و باعث میشه مخاطب احساس کنه دیده و شنیده شده.)
- بیشتر بپرسی، کمتر نتیجهگیری کنی.
سؤالهایی که باعث میشن طرف مقابل خودش رو کشف کنه، نه اینکه فقط جواب بده. به این مهارت میگن پرسشگری کوچینگی!
- بیشتر همراه باشی، کمتر کنترل کنی
مگه قراره ما مامانا کوچ بشیم؟
راستش… آره!
پروژهی «هر نفر یک کوچ» دقیقاً به همین خاطر متولد شده.
نه برای اینکه همه برن دفتر کوچینگ باز کنن!
برای اینکه یاد بگیریم توی هر نقشی که داریم مامان، بابا، معلم، مدیر یا حتی دوست بتونیم بلد بودن، در کنارِ بودن رو تمرین کنیم.
والد در نقش کوچ یعنی چی؟
یعنی وقتی بچهت گریه میکنه، نگی: «بچه که گریه نمیکنه!»
یعنی وقتی از امتحانش افتاده، به جای گفتنِ: «دیدی گفتم؟» بپرسی:
«فکر میکنی چی باعث شد نتونی اونطور که میخواستی بنویسی؟»
و این فقط یه تغییر گفتار نیست؛ یه تغییر نگرشه. یا شایدم تغییرِ یه عادتِ کهنه…
اگه میخوای درباره لایف کوچینگ یا کوچینگ زندگی بیشتر بدونی میتونی به صفحه مربوطه وارد بشی.
یک پایان باز…
وقتی اون دوست من به جای حرف زدن، سکوت کرد، دخترش بعد چند دقیقه گفت:
«مامان، من امروز مدرسه حالم خوب نبود…»
و تازه اونجا درِ گفتوگو باز شد…
کوچ بودن یعنی این:
به جای اینکه حرف بزنی، گاهی فضایی بسازی برای شنیدهشدن و آموزشِ رفتارِ درست، با درست رفتار کردن.
اون مادر میتونست اخم کنه، قهر کنه، بدرفتاری کنه و در نهایت کاری کنه که اوضاع بدتر بشه…
ولی با آموزش دیدن و درست رفتار کردن، بازی رو عوض کرد و تونست از رفتارهای معمولی فاصله بگیره و اثرگذارتر و سازندهتر رفتار کنه.
به گفته دکتر بکی کندی (Dr. Becky Kennedy):
والدینی که مدام رفتار کودکشان را بهشدت سرکوب میکنند بدون اینکه خوب بودن درونی او را ببینند، باعث میشوند کودک درون خود را «بد» بداند.
و در نهایت...
کوچینگ برای والدین یک مهارت کاربردیه، نه یک مدرک آکادمیک.
پروژهی «هر نفر یک کوچ» کمک میکنه این مهارتها رو توی زندگی واقعی تمرین کنی.
بچهها بیشتر از نصیحت، به همراهی و حس خوب نیاز دارن. اگر برات جذابه که بدونی چطور میتونی در کنار والد بودن، کوچ باشی توی رابطههات،
به پروژهی هر نفر یک کوچ سری بزن.
از خودت شروع کن.
از همین امروز 💛