“اگر میخواهید به انسانها کمک کنید، به آنها راه ندهید؛ کمک کنید خودشان راه را پیدا کنند.”
تا حالا شده با خودت بگی:
«ای کاش کسی بود که به جای گفتن، کمکم میکرد خودم بفهمم چه کار باید بکنم…»؟
یا برعکسش رو تجربه کردی؟ یکی ازت کمک خواسته و تو با کلی انرژی، همهچیز رو براش توضیح دادی، ولی یا انجامش نداد، یا حتی اوضاع رو بدتر کرد!
اینجا دقیقاً جاییه که عادت مربیگری (Coaching Habit) وارد صحنه میشه.
مربیگری یا کوچینگ یعنی چی؟
کوچینگ یعنی کمک به رشد دیگران، نه با نصیحت و دستور، بلکه با گوش دادن، پرسیدن و بازتاب دادن.
یعنی بهجای اینکه نسخه بدی، کاری کنی طرف خودش نسخهی خودش رو پیدا کنه.
خبر خوب اینه که کوچینگ، مهارت جادویی مخصوص آدمهای خاص نیست.
یک عادت ذهنی و رفتاریه که میشه تمرینش کرد، درست مثل دم کردن چای صبح.
اگه میخوای بدونی چطوری این مهارت مربیگری رو پرورش بدی بهتره وبلاگ اهمیت مربیگری در کوچینگ رو مطالعه کنی.
چرا کوچینگ مهمترین رفتار رهبریه؟
🔹 در زمان کمتر، کمک میکنی دیگران راهحل خودشون رو پیدا کنن.
🔹 بهجای اینکه همهچیز رو خودت انجام بدی، باری رو از دوش خودت برمیداری.
🔹 به دیگران احساس توانمندی و اعتماد به نفس میدی.
🔹 باعث میشی طرف مقابل حس کنه مهمه، نه ناتوان.
“رهبران بزرگ کسانی نیستند که همهی جوابها را دارند؛ آنها کسانیاند که بهترین سوالها را میپرسند.”
نصیحت نکن، کوچ کن!
دفعهی بعد که کسی ازت مشورت خواست، به جای رفتن توی حالت «مشاور اعظم»، فقط بپرس:
«خودت فکر میکنی الان چه راههایی داری؟»
همین یک سؤال ساده، انگار قفل ذهنش رو باز میکنه.
خطرِ حرفزدن زیاد
🚨 حواست باشه!
وقتی زیادی حرف میزنی و راهحل میدی، مغز طرف مقابل قفل میکنه. اعتمادش به خودش کم میشه. احساس میکنه ناتوانه. کمکم باور میکنه خودش از پس زندگی برنمیاد… این خطرناکه. چون تو نخواستی کوچ باشی، خواستی ناجی باشی. اما کوچ بودن خیلی قویتر از ناجی بودنه.
“وقتی کسی خودش جوابش را پیدا میکند، آن پاسخ برایش هزار برابر ارزشمندتر است.”
میخوام ازت دعوت کنم
اگر این نوع زندگی کردن و این نوع از همراهی رو دوست داری، برات یه دعوت نامه دارم:
پروژهی «هر نفر یک کوچ» برای این ساخته شده که یادمون بندازه:
آدمها با راهنمایی رشد نمیکنن، با اعتماد کردن به خودشون رشد میکنن.
تو هم میتونی توی این مسیر همراه باشی.
با من بیا تا کوچ شدن، یک مهارت روزمره بشه، نه شغل خاص.